به نام خدا
سلام
بچه ها امروز میخوام از روند ترک گناه خودم براتون بگم...و اینکه الان به چه تجربه ای رسیدم صحبت کنم...
خب من اوایل که درگیر خودارضایی بودم خیلی سنم کمتر بود...
و اصلا یه جورایی گیج این لذت بودم...حنی نمیدونستم گناهه...وبدون عذاب وجدان انجام میدادم....
ولی یه روز فهمیدم و خواستم ترک کنم...
خب اوایل فکر میکردم چون شهوتم بالاست و نفسم خواهش بیجا داره من افتادم تو دام خودارضایی...
و بخاطر همین میرفتم مطالبی رو در رابطه با شهوت و غریزه جنسی میخوندم... سخنرانی های زیادی رو گوش کردم...و راهکارهایی رو در این زمینه تست کردم...ولی زیاد جوابگو نبود...
یعنی تا یه مدت خوب بودمااااا ولی بعد دوباره همون اش و همون کاسه
یه مدت همین روال برای من طی شد و با همین نگرش چله میگرفتم و شکست میخوردم...
بعد فکر کردم در کنار رعایت اون مسایل و تکنیک های کنترل شهوت باید برنامه ریزی و هدفگذاری دقیقی داشته باشم....
یه مدت عقیده ام این بود...و برنامه های سنگین میذاشتم برای خودم...و سعی میکردم از زمانم خوب استفاده کنم...
چون شیطون با ادمای بیکار زیاد ور میره...
فکر میکردم مشکلم بیکاری و اینطور چیزاست...
ولی وقتی این مشکل رو هم پوشش دادم ...دیدم باز فایده نداره....من حتی تحت اون شرایط ایده ال که زمانم پر بود و بیکار نبودم باز الودش میشدم....
تا الان یه مدته متوجه شدم مشکلم فقط اینا نیست...
درسته که یه انسان سالم باید برای خودش هدفگذاری کنه و بیکار نباشه...
و به دنبال مهار شهوتش باشه ...اما کافی نیست حداقل برای من!!!
بنظرم دلیل خودارضایی هر کس متفاوته...باید دید منشا این چیه...وقتی ریشه رو پیدا کنی راحت میشه خشکش کرد...
ولی متاسفانه من یه مدت زیادی اشتباه تشخیص دادم...وبخاطر همین یه کمی طولانی شده ترک گناهم...
ولی اشکال نداره ماهی رو هروقت از اب بگیری تازست :)
دلیل خودارضای هرچی که هست باید راه درمانش پیدا کنی..
تا زمان ازدواجت برسه و از راه صحیح نیازت رفع بشه...
خب این چیزی که الان میگم شاید یه کم تعجب اور باشه براتون ولی مشکل خودارضایی یه بخشش مال شهوت و بیکاریه...یه بخش عمده ای ازش مربوط میشه به ترسهای ما....
ترسهایی که شاید ریشه در کودکی داره...وخیلی عمیق تر از این صحبت هاست...
ترس خاصیتش اینه که فشار و استرس رو تحمیل میکنه...و از نظر روانی تو رو تحت فشار میذاره و ادم برای رفع این حالت میره و خودارضایی میکنه...
غافل از اینکه این حس و لذت ارضا شدن مشکلی رو حل نمیکنه...بلکه یه جورایی مثل راه فراره...و شرایط رو حادتر میکنه...
اکثرا تو زنگیشون یه ترس بزرگ دارن...
حالا شاید بپرسی ترس من چیه؟
ببین من هیچ وقت حتی 1درصد هم احتمال نمیدادم که دلیل خ.ا من این باشه....
یه جورایی همیشه ازش فرار کردم...
ونخواستم حقیقت خودم رو بپذیرم...
ولی الان کاملا قبول دارم و تلاشم رو در جهتی میذارم که تغییر کنم...
مشکل من درونگراییه...ادمای درونگرا همیشه یه سری ترسهای بچگانه دارن...ترسهای اجنماعی...که تو افراد مختلف شدت و ضعفش متفاوته....ولی ترجیح همه درونگراها تنهایی و جاهای خلوته...
شاید عجیب باشه برات ولی من اگه جایی برم که جمعیت زیاد باشه مثلا بیشتر20..30...نفر حالم بهم میخوره...سرم گیج میره...
بچه ها خ.ا خیلی خیلی رو روابط اجتماعی من اثر گذاشته و متقابلا درونگرا بودن من هم خیلی تاثیر داشته در گرفتار شدن و شدت این ماجرا...
من این مدتی که فهمیدم مشکل اصلیم رو سعی کردم هر روز یه قدم برای برطرف شدنش بردارم و الان خیلی احساس ارامش دارم و خیلی کمتر داغ و شهوتی شدم...شاید شما بگین درونگرایی چیز بدی نیس و یه ویزگیه و نباید کسی تغییرش بده...ولی بچه ها این خیلی نعمتها رو از من گرفته...
ادم باید در حالت تعادل باشه...درونگرایی زیاد هم خوب نیست...ادم باید بیشتر برونگرا باشه...
جامعه ما زیاد درونگراها رو نمیپذیرن...و لازمه موفقیت داشتن ارتباطات خوب هست...
ان شااله در اینده مطالب بیشتری رو در این زمینه میگم براتون
نتیجه: خودارضایی به دلایل مختلفی مثل شهوت زیاد..بیکاری..استرس و وجود ترسهای بزرگ در زندگی ایجاد میشه...
برای درمان خودارضایی باید ریشه مشکل رو مشخص کنی...
و از همه مهمتر بری تو دل ترسهات و برطرفش کنی...
پایان
ما را در سایت امروز یا فردا؟ دنبال میکنید
برچسب: دلايل خود ارضايي,دلايل خود ارضايي مردان متاهل, نویسنده: بازدید: 46